پیمان قلی پور – رویای من
کی گفته با گندم زمین خوردم
برگشتنم از تو هبوطم شد
من قهر بودم با همه دنیا
اسم تو افطار سکوتم شد
خودم رو گم کردم تو آغوشت
نه چون پناه آخرم بودی
من عشق با تو باورش کردم
چون تو تمام باورم بودی
اینقدر از رویای من زیباتری که
بهم زدی هر چی ازت ترسیم کردم
خودت با دستای خودت کعبه م ساختی
من بی اراده رو به تو تعظیم کردم
رد شدم از میون گندم زار
کنارت از وسوسه ترسم نیس
مقصد تو بودی کم نیاوردم
این حجم از دیونگی کم نیس
امکان ثبت نظر برای این مطلب بسته است.