علی خرمی – ماه منیر
همه چی از یه دوستت دارم شروع شد و دل
دادمش دست تویی که بردی این روح و تن و
اومدم به خودم و دیدم رسیدم به جایی
که به یه دنیا نمیدم این ماه مُنیرمو
هرچی حس خوب و صرف تو کنم بازم کمه
تو که دیگه آغوشت پناهگاه امنِ منه
صدتا شومینه که گرماشو ندارن واسه من
ناز شصتت که خیالم چقدر از عشق جَمه
دوست دارم
کنار تو
جو گندومی بشن موهام ...
واقعی از ته دل
باشن همیشه
خنده هام ...
غیر اسم تو نشینه
اسم هیچکی
رو لبام ...!
منو شیفته ی همین دلبریا کردی و عشق
اومده سراغمو نداره برگشتی دیگه
تو که تأمین میکنی آرامشو با یه نگاه
روچشامه هرچی اون چشای خوشگلت بگه
هرچی حس خوب و صرف تو کنم بازم کمه
تو که دیگه آغوشت پناهگاه امنِ منه
صدتا شومینه که گرماشو ندارن واسه من
ناز شصتت که خیالم چقدر از عشق جَمه
امکان ثبت نظر برای این مطلب بسته است.