مجید بابایی – ای کاش
عاشقانه نیست چشم تو به راه دیگری
سفر کندگی ز من بگو حاضر است
به عشق تو همش خطر کند
ای کاش باران میبارید و بودی تو در کنارم
جانم غیر چشمان تو هیچ آخر نخواهم
ترس نبودنت شد دگر عذابم
برایت کسی که من نخواهد شد
ز سر نرد هوایت تو بی تابم قرارم تو
امکان ثبت نظر برای این مطلب بسته است.